الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
195
نيايش در عرفات (فارسى)
خود و نفس خود به عروةالوثقى متمسك شده است » . و علاوه اجهار به تكبير و تهليل ، اعلان دين و وجود اسلام ، تعظيم شعائر و موجب ناراحتى مشركان و دلگرمى مؤمنان و خوف قلبى آنها از خداست . چنان كه مىفرمايد : « وَ اذا ذُكِرَ اللَّه وَحْدَهُاشْمَأزّت قُلوبُ الَّذينَ لا يُؤمِنُونَ بِالاخِرة » « 1 » . « وقتى كه ياد خدا مىشود دلهاى آنان كه ايمان به آخرت ندارند مشمئز و ناراحت و گرفته مىشود » . و در آيهء ديگر مىفرمايد : « انَّمَا المؤمِنُونَ الَّذينَ اذا ذُكِرَاللَّه وَجِلَتْ قلوبُهُمْ » « 2 » « مؤمنين كسانى هستند كه وقتى خدا ياد مىشود دلهاشان بيمناك مىگردد » . و ظاهر لفظ « ذكر » نيز ياد به « زبان » است و به فرض اينكه اعم باشد نمىتوان به يكى از آنها از ديگرى بىنيازى جست . موضوع ديگرى كه در اينجا اشاره به آن خالى از فايده نيست اين است كه بعضى و شايد بسيارى بر اين باشند كه كلمهء توحيد و مثل : « لا الهَ الّا انْتَ ولا الهَ الّا هُو » فقط اقرار به توحيد در عبادت است و اينكه معبودى كه مستحق پرستش باشد غير از خدا نيست ؛ چون معناى « إله » را معبود
--> ( 1 ) - سورهء زمر ، آيه 45 . ( 2 ) - سورهء انفال ، آيه 2 ،